نظر تیمسار رضاقلی خان جلایری

 

تیمسار رضاقلی خان جلایر هنگام حمله به لرستان فرمانده فوج آهنی بود و مدتی در لرستان جنگیده بود.

او می گوید الوار را می توان عشیره ای شمرد که کمتر خون اجانب داخل عروق آنها شده  و قیافه و لباس آنها قبل از متحد الشکل شدن به عینه وضع ایرانیان قدیم بود که در حجاریهای زمان هخامنشی و ساسانی دیده می شود علت محفوظ ماندن خون الوار همان وضع طبیعی لرستان که در مواقع فوق العاده و انقلابات کشوری و هجوم اجانب خانه های خود را به دوش کشیده از یک  جا به جای دیگر رفته اند و در محل های کوهستانی و صعب العبور متواری شده اند –همانطور که قیافه لرستان تغییر نکرده زبان آنها نیز تقریبا زبان فرس قدیم است و هنوز زبان لکی یکی از السنه باستانی کوهستانی ایران است که اغلب نقاط لرستان معمول می باشد و حتی می توان گفت  که در لغت مستقله میان الوار به  هیچ وجه کلمات عربی و ترکی یافت نمی شود یک صفت اجتماعی دارند که خیلی  قابل توجه می باشد و آن عبارت است از مشاوره که در کلیه امور با هم دارند در حقیقت با لباس محلی خود مجلس عالی مشاوره تشکیل می دهند و هر یک از الوار اعم از خان و غیره در این مجلس حضور یافته و در مذاکرات دخالت می نماید پس از گفتگو و مذاکرات لازم هر چه اکثریت تصویب کردند بدون چون و چرا مجری خواهند شد افراد لر سابقا کمتر زیر بار می رفتند عادت به استقلال و آزادی خود سری در سرزمین خود دارند آنها باهوش و سواران ممتازی هستند دارای روح تعرض و حمله بوده و اسب های آنها معمولا کوچک اندام و پر طاقت است الوار پشتکوه غالبا از تیره کرد و برخی از طوایف کرمانشاه و پشتکوه هستند که به مرور رحل اقامت افکنده اند تا کنون هم این رویه ادامه دارد و رفته رفته جمعیت پشتکوه  زیاد می گردد و زندگی اهالی فوق العلده ساده می باشد

برگرفته شده از کتاب تاریخ سیاسی لرستان

 

سابقه سیاسی قلعه فلک الافلاک

 

 

قلعه فلک الافلاک شهر خرم آباد از قلاع معتبر تاریخی کشورمان است بسیاری از محققان بنای اولیه آن را به شاهپور نخست ساسانی نسبت می داده اند اما کاوش های دیرینه شناسان بنای آن را به قبل ار ساسانیان نسبت داده اند. بعضی بر این باورند که شاهپور اول  ساسانی آن را نساخته بلکه دستور تجدید بنای آن را داده است تا اسرای رومی را در آن زندانی کند و در طول تاریخ آن را به این اسامی خوانده اند- دژ بز – دزبز –سالسل – دژ سیاه – دژ سفید – قلعه شاپورخواست – قلعه فلک الافلاک – و دژ سپه و دوازده برجی اسم عامیانه آن می باشد.

اما اسم قلعه فلک الافلاک در زمان نادر شاه  بر روی آن گذاشته شد.گفتیم محل زندانی کردن اسرای روم در زمان ساسانیان بود و در زمان بدرابن حسنویه کرد محل نگهداری جواهرات سلطنتی بود.مدتها پادگان نظامی و چند قرن متوالی محل کاخ اتابکان لر بوده و به دستور شجاع الدین خورشید سر سلسله  اتابکان لر طرحهای هندسه زیبایی توسط مولانا محمد دینوی استاد ریاضیات و احمدبن شیخ نیشابوری در آن پیاده شد. این اشکال بر اساس اصول نجومی –نظامی و اقتصادی بود.بعد از اتابکان سالها محل حکومت والیان پشتکوه بود.

این قلعه بارها به دلیل ناملایمات طبیعی و جنگها ویران شده و دوباره کلید آن تقدیم سلاطین صفوی شد.

در زمان رضاخان محل زندان سران عشایر لرستان و بعد ار آن تا سال 1330 در اتاقهای آن مهمات لشگر 5 مثل مین بازوکا – دینامیت – خمپاره  و انواع مواد منفجره در آن نگهداری می شد که به تشخیص  کارشناسان نظامی و از ترس  بمباران احتمالی هوایی مهمات را تخلیه  و به بیرون شهر بردند و در سال 1327 مدت کمی آیت اله کاشانی  را به قلعه فلک الافلاک آورده و در یکی از اتاقهای آن زندانی کردند.

در کودتای 28 مرداد 1332 که دولت دکتر محمد مصدق ساقط شد نخبگان سیاسی کشور را به قلعه فلک الافلاک آورده و زندانی کردند و بر آنها نام فلکی گذاشتند.

صبح روز 29 مرداد 1332 در تمام کشور حکومت نظامی برقرار شد و نخبگان سیاسی اعم از مجلسی – دولتی و روزنامه نگار بازداشت شدند و بنا به تصمیم کمیسیون امنیت تهران به قلعه فلک الافلاک خرم آباد تبعید شدند.

لرستان

لرستان سرزمین قوم لر در جنوب غربی ایران قرار دارد و در عهد مغول تحت عنوان لر بزرگ و لر کوچک شناخته میشد. اما از زمان صفویه به بعدمنطقه لر بزرگ به بختیاری و کهکیلویه موسوم گردید. از اوایل قرن هیجدهم اتحادیه ممسنی ناحیه شولستان را به تصرف خود در آورد و در نتیجه سومین منطقه لرنشین بین کهیلویه و شیراز بوجود آمد . منطقه لر کوچک نیز از قرن شانزدهم (میلادی )به بعد به لرستان معروف گردید و برای احتراز از اشتباه آنجا را لرستان فیلی خئاندند. لرستان فیلی در قرن نوزدهم بدو منطقه پشتکوه و پیشکوه تقسیم شد. حد میان دو منطقه کبیر کوه است. امروزه لرستان در اصطلاح فقط شامل پیشکوه است و پشتکوه را سرزمین فیلی ها می نامند.(این منطقه در استان خوزستان واقع شده است)

مناطق کهکیلویه و ممسنی اکنون از مناطق استان فارس بشمار می آید و مرکز ممسنی ها فهلیان است.منطقه کهکیلویه ( کوه جیلویه یا کوه گلو )از ناحیه باشت واقع در غرب فهلیان تا بهبهان امتداد دارد و شهر بهبهان مرکز عمده طوایف کهکیلویه است.

طوایف لر منطقه کهکیلویه حتی تا کناره های خلیج فارس پراکنده هستند. تا کنون منطقه کهکیلویه  و منطقه  ای که بین کهکیلویه و بختیاری است بطور شایسته مورد برسی قرار نگرفته است. رودهای عمده کهکیلویه عبارت است از آب شیرین که از بهم پیوستن رود خیر آباد و رود زهره تشکیل یافته و مسیر آن در قسمت سفلی از طریق زیدان و هندیان و آب کردستان ( یا جراحی )امتداد می یابد. در مسیر بعدی یک شاخه از آن به کارون می پیوندد و شاخه دیگر بطرف دورک روان است.

سرزمین بختیاری از چهارمحال ( غرب اصفهان ) تا شوشتر گسترش می یابدو از طرف جنوب به کهکیلویه , از شمال به سر حد شمالی لرستان ( اشتران کوه ) محدود است. ولی بختیاریها در فریدن-بروجرد, بر برود جابلق و نواحی اطراف بروجرد سکونت دارند ( پیش از سال  1840 محمد تقی خان چهار لنگ در نواحی بروجرد تعداد زیادی روسستا خریده بود ). بطور کلی سرزمین بختیاری شامل منطقه بین قسمت سفلی حوضه زاینده رود و رود کارون ( تا بالای شوشتر )است.در مرکز بختیاری کوهرنگ به ارتفاع 12800 پا قرار دارد که آبریز بین خلیج فارس و قسمتمرکزی فلات ایران را تشکیل میدهد.سرزمین بختیاری بوسیله رود دز از لرستان جدا می شود.

لرستان ( پیشکوه )محدود است از شرق به آب دز, از شمال به سلسله کوه های چهل نابالغان  و کوه گرو ( که لرستان را از نهاوند و سیلاخور جدا می کند ) از جنوب به رود کرخه (صیمره) و پشتکوه و از شمال غربی به هرسین ( در استان کرمانشاه). کرخه یا صیمره بزرگترین رود در لرستان است کهکه از پیوستن چند رود به وجو.د آماده است.

یکی از رودهای فرعی که از سوی چپ به کرخه میریزد رود کشکان است( راولینسون آنرا کشکن نامیده است ) که از دو شاخه شمایلی و جنوبی تشکیل شده است. سرچشمه شاخه شمالی هرو-الشتر و خاوه است. شاخه جنوبی بوسیله کوه یافته از شاخه شمال گسسته از میان شهر خرم آباد می گذرد ( و به همین نام خوانده می شود). پیوستن دو شاخه شمالی و جنوبی در نزدیکی تنگ کلهر رود کشکان را تشکیل می دهد که بستر آن به سوی جنوب غربی است. در فاصله ای دورتر  در نزدیکی افرینه آب های کوگان , و طائی که از کوه هفتاد پهلو (هشتاد پهلو )و سراشیبی قسمت شمالی کوه گرد سرچشمه می گیرد به کشکان می پیوندند. اندکی پایین تر  مادیان رود نیز از سوی غرب به کشکان می ریزد و سرانجام این رود در محل پل گامیشو به کرخه می پیوندد. بغیر از رود کشکان رودهای فرعی کوچکتری در مشرق پل گامیشو به کرخه میریزند که عبارتند از  آب تنک فنی, آب للم و آب زال. آب زال که شاخه آن آب انارکی است از کوه گرد سرچشمه میگیرد.

آگهی ما از کناره راست رود دز بسیار اندک است. بالارود  و قیر آب که سرچشمه آنها در فاصله نسبتا زیاد در سمت شمال قرار دارد در غرب رود در جریان هستند. آبد بالارود در فاصله بین دزفول و شوش به رود دز میریزد.رود ک.ل آب که از منگره سرچشمه میگیرد بعلت قله های بلندی که چونان باروئی دو سوی  آنرا فرو گرفته باعث شده که حوضه رود بالارود  از رود زال جدا شود. دشت صحرای لورکه در شمال دزفول و در جنوب قیر آب قرار دارد در قدیم کاملا پاریاب بوده است. در قیرآب دو چشمه نفت وجود دارد که دیرباز ساکنان آنجا با آن آشنایی داشته اند.احتمالا قیر آب همان محلی است که داریوش دسته ای از یونانیان را در آنجا اسکان داده بود.

در قسمت داخلی لرستان سلسله کوههائی وجود دارد که از سوی شمال به جنوب شرقی امتداد یافته اند (جهت این کوهها با سایر کوههای ایران یکسان است). این کوهها در امتداد هم است و ارتفاع برخی از آنها تا 9000 پا می رسد